۴/۱۹/۱۳۸۴

راز


عشق
پير نمی‌شود
جا می‌افتد
شراب
کهنه می‌شود.

در آينه برف می‌بارد
سفيد می‌کند
هرچه پرکلاغی‌ست
و بوی نارنجی تو
راز خواهد ماند.

عباس معروفی

۳ نظر:

ناشناس گفت...

خوب نوشتم فنی به خاطر اینکه بدونید تا اون موقع با این اهالی هنر حشر و نشری نداشته ام. در ضمن منظور شما رو متوجه نشدم که چیزهای مهم..... به هر چهت لطف کردید کامنت گذاشتید.

Roya گفت...

اما تجربه ی من این است: عشق می آید و می رود همان طور که نیما در نامه ای عاشقانه به عالیه گفته.

Kambiz Kolkoo گفت...

nima kheili vaght bood beh veblogat sar nazdeh boodam, mibinam keh faaalyat mikoni.tajomeat az green day bahal bood.
chakkerim.

ارسال یک نظر