۱۲/۰۹/۱۳۸۴

The Animatrix
Directed by
Peter Chung
Andy Jones
...
سازندگان فیلمهای به یاد ماندنی ماتریکس (Larry Wachowski and Andy Wachowski ( screenplay

انیمتریکس که در چند اپیزود ساخته شده است را باید از شاهکارهای انیمیشن به سبک ژاپنی ( کمپانی مانگا ) بدانیم، البته این نسخه مونتاژی است از اپیزودهای مختلفش که در هر صورت دیدنش خالی از لطف نیست. می دانم که دوستان انیماتورم از دیدن این فیلم، لذت خواهند برد.


ZOSEN GRAFFITI ART IN BARCELONA
Muros Libres CHANOIR

یک ویدئوی قابل توجه برای دوست خوبم در وبلاگ Iranian Graffiti & Urban Art Report
این سایت را هم ببینید!


Bob Marley - Could You Be Loved

Renegades of funk
rage against the machine


۱۲/۰۸/۱۳۸۴


شوخی با احمدی نژاد به سبک پاپ آرت

چه سرویس خوبی است این گوگل ویدئو! اگر شما صاحب اکانت جی میل باشید، می توانید فیلم های کوتاهی را که می سازید آپلود کنید که قابل دسترسی برای همه باشد. من هم چند تا شات از هِرِنت ( روستای محل زندگی ام ) گرفته ام و بعد از مونتاژی ساده آنرا آپلود کرده ام تا شما هم بتوانید ببینیدش. راستش یاد دوره ی دبیرستان افتادم که در انجمن سینمای جوانان عضو بودم. دوستانی که سابقه ی هنرجویی در انجمن را دارند می دانند که کار کردن با دوربین های هشت میلیمتری و بعد مونتاژش با موویلا چه لذتی داشت ( البته الان که فقط ویدئو کار می کنند.)

در لینک زیر می توانید تصویر متحرک را ببینید.

۱۲/۰۷/۱۳۸۴


باز هم کاریکاتور
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
اصل ۲۱ - حقوق زنان
دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:

1. ایجاد زمینه‏های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.
2. حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند، و حمایت از کودکان بی‌سرپرست.
3. ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده.
4. ایجاد بیمه خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی‏سرپرست.
5. اعطای قیمومت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنها در صورت نبودن ولی شرعی.

سوره النساء
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى كه از اموالشان (در مورد زنان) مى‏كنند. و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏كنند. و (اما) آن دسته از زنان را كه از سركشى و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نماييد! و (اگر هيچ راهى جز شدت عمل، براى وادار كردن آنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند، راهى براى تعدى بر آنها نجوييد! (بدانيد) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترين قدرتهاست.) (34)

۱۲/۰۴/۱۳۸۴


احمدی نژاد در گوانتانامو
بر باد رفته

۱۲/۰۳/۱۳۸۴

www.savepasargad.com

نامه به باستانشناسان بين المللی گردآمده در ايران

دانشمندان ارجمند حاضر در کنفرانس تنگه بلاغی در پنجم اسفند ماه،
از جانب کميته بين المللی حفظ آثار باستانی دشت پاسارگاد به شما درود می فرستم. امروز شما در اين کنفرانس گرد هم آمده ايد تا به ملت چشم انتظار ايران گزارش دهيد که در طی يک سال گذشته در تنگه بلاغی که قرار است سد سيوند آن را کلا به زير آب برد چه يافته ايد و فکر می کنيد که ارزش اين يافته ها چيست.
بنظر ما شما، بعنوان متخصصان سرشناس دانش تاريخ، نمی توانيد از بين رفتن منطقه ای باستانی و از لحاظ ارزش تاريخی مهم را به هر دليلی تاييد کنيد. سد و جاده و کارخانه را هميشه می شود ساخت اما شهر و دهکده و قبرستان و کارگاه هزاران ساله يکبار ساخته شده و بدست تاريخ سپرده شده اند و تخرِيب آنها تخرِيب بخشی از حافظه بشريت است. پولی نيز که در راه ساختن سد سيوند خرج شده نمی تواند توجيه گر ويرانی بخشی از پايتخت کورش بزرگ، پدر حقوق بشر باشد. نيز توجه داشته باشيد که اين کميته راه حلی را برای بازگرداندن پول پرداخت شده برای سد پيشنهاد داده است: تبديل سد نيمه تمام به صورت محلی برای تماشای توريست ها، به عنوان نمادی از احترام ملتی به گنجينه های تاريخی بشری.
گرد آمدن و سخن گفتن امروز شما در اين کنفرانس کاری عادی نيست. شما می توانيد يا زير فرمان انهدام بخش مهمی از تاريخ کشور ايران را امضاء کنيد و يا، با توسل به وجدان حرفه ای خود، از اين کار دهشتناک جلوگيری نمائيد. امروز روزی است که بهر حال در کارنامه شما ثبت شده و همراه با نامتان به دست تاريخ سپرده خواهد شد.
کميته ما فهرستی از آنچه هايی را که شما يافته ايد تهيه کرده است. اين فهرست بروشنی نشان می دهد که کدام از اين يافته ها قابل انتقال به موزه ها نيستند و در صورت آبگيری سد سيوند در درياچه آن سد غرق خواهند شد. همه هزاران نفری که نامه سرگشاده کميته را امضاء کرده اند و صدها نفری که هر روزه از سايت اينترنتی کميته بازديد می کنند با اين فهرست آشنا هستند.
در عين حال علاقمنديم تا نکته ی ديگری را نيز برايتان بازگو کنيم: اخيراً عده ای از مهندسين مستقل کشور ما، بوسيله آقای مهندس زعيم، اعلام داشته اند که، پس از مطالعه آخرين نقشه های هوائی و توپوگرافيک به اين نتيجه رسيده اند که تمام محاسبات فنی اين سد بر اساس داده های غلط انجام شده و اگر بخواهند سد را بطور کامل آبگيری کنند، با توجه به ارتفاع آرامگاه کورش بزرگ در مقايسه با ارتفاع ديوار سد، اين آرامگاه نيز در آب غرق خواهد شد. آيا شما حاضريد تن به محاسباتی ظاهراً غلط داده و به انجام اين آبگيری رأی دهيد؟

ما، و همه ايران دوستان، بی صبرانه منتظر اعلام نتايج کنفرانس شما هستند و آرزو می کنند که تک تک شما از اين آزمون تاريخی سربلند بيرون آئيد.

با احترام

شکوه ميرزادگی

از طرف کميته بين المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد


21 ماه فوريه 2006


قاضی مرتضوی ( عادلترین قاضی دنیا )

۱۲/۰۲/۱۳۸۴


و اما راویان اخبار... (حسین شریعتمداری)

و این هم کاتب الکاتبین، مخترع کیهان بچه ها و یکی از بزرگترین کاتبان وحی و تکنسین در آنالیز کردن انواع و اقسام شبکه ها، از شبکه ی به هم پیچیده ی عنکبوتی گرفته تا ... شیخ حسین شریعتمداری.
کاریکاتورم در مورد حسین شریعتمداری


استقبال از طرح " اینترنت ملی "

جالب اینجاست که نظام اسلامی ایران هر وقت بخواهد یک جنایت ضد ملی اجام بدهد، یک پسوند " ملی شدن " را به آن اضافه می کند و بعد بر ملت اعمالش می کند.

۱۲/۰۱/۱۳۸۴

اعلام جشن های چهارشنبه سوری و نوروز
و نامه به موسسات مسئول در سراسر جهان برای کسب اجازه برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و نوروز
اعلام جشن هایی چهارشنبه سوری و نوروز

هنوز وضع پاسارگاد معلوم نيست، با اين که از آقای احمدی نژاد گرفته تا آقای طه هاشمی، رييس پژوهشکده ی ميراث فرهنگی، و برخی از مسئولين ديگر چند بار از لزوم حفظ آثار تاريخی و فرهنگی سرزمين ما سخن گفته اند، در ماهی که گذشت عمليات تاريخ زدايي فرهنگی نه تنها متوقف نشده بلکه با شدت بيشتری پيش می رود. گويي قرار است عده ای بگويند چيزی ويران نخواهد شد تا مردم خيالشان راحت شود و عده ای ديگر مشغول ويران کردن بشوند. اين حرکات هزاران هزار ايرانی در سراسر جهان را که به ارزش های فرهنگی و آثار و گنجينه های ملی و بشری سرزمين خود واقفند به شدت نگران کرده است. در عين حال، آنگونه که قبلا اعلام شده بود، کميسيون فرهنگی مجلس قرار است که در تاريخ پانزدهم اسفندماه جلسه ای برای تعيين تکليف آبگيری سد سيوند داشته باشد (که به نظر می رسد مثل کارهای ديگر فقط حرفی بيش نباشد). از سويي وضعيت وخيمی که مساله انرژی هسته ای پيش آورده، و به دنبالش امکان خطر جنگ که هر لحظه بيشتر می شود، می تواند به شکلی غيرمنطقی همه چيز را تحت الشعاع خود قرار داده و بهانه به دست کسانی بدهد که می خواهند هر نوع منافع ملی را زير پوشش «اکنون وقت مناسبی نيست» از بين ببرند و نابود کنند.

در چنين شرايطی کميته بين المللی نجات همچنان به پيمان خود در پايداری از خواست متوقف کردن آبگيری سد سيوند وفادار است و با همه ی توان برای اين خواست تلاش خواهد کرد. در طی اين مدت ما متوجه شده ايم که نبايد به حرف های مراجع رسمی مربوط به کار اين سد کمترين اعتمادی داشته باشيم. نيز متوجه شده ايم که نبايد فريب وقت کشی های آن ها را بخوريم و بيهوده منتظر باشيم. بهمين دليل فکر کرديم بهتر است که ما کارهای خودمان را دوباره و با شدت بيشتری دنبال کنيم. ما، در اين مدت، به جمع آوری اسناد و مدارکی پرداخته ايم که نشان می دهد در تنگه بلاغی چه آثار ارزشمندی وجود دارد که جمع آوری اين آثار و گذاشتن آن ها در موزه امکان پذير نيست؛ نيز نشان می دهد که آبگيری سد سيوند همه ی اين آثار را برای هميشه نابود خواهد کرد. و سعی داريم که همه ی مراجع مربوط به آثار و گنجينه های بشری جهان را از اين اطلاعات آگاه کنيم. گزارش جزييات و نتايج اين اقدامات به موقع به اطلاع همگان خواهد رسيد.

در کنار همه ی اين مسايل، وجود سايت فرهنگی – خبری «نجات پاسارگاد»، به عنوان يک سايت مطمئن، بدون وابستگی، و يا سانسور، اکنون مراجعينی دايمی در سراسر جهان دارد که روز به روز بر تعداد آن ها اضافه می شود. به طوری که اکنون خواست نجات پاسارگاد، با تکيه بر حمايت هزاران هزار حامی آن، به جنبشی فرهنگی تبديل شده که نه تنها هدفش نجات پاسارگاد از ويرانی است، بلکه می خواهد و تلاش می کند تا فرهنگ ايرانی ما را که در طول زمان، و به دلايل متفاوت، از حافظه های ما پاک شده، زنده کند. يکی از اين تلاش ها به برگزاری هر چه با شکوه تر و با اهميت تر جشن ها و مراسم ملی ما مربوط می شود. اما ما نمی خواهيم که اين مراسم و جشن ها را تنها به صورت عادت و سنت برپا داريم. ما می خواهيم دلايل برگزاری آن ها را توضيح دهيم، می خواهيم به همگان نشان دهيم که اکثر مراسمی که در فرهنگ ما وجود دارد ريشه در شادمانی و عشق به انسان دارد؛ می خواهيم بگوييم که جشن ها و مراسم ايرانی ما، با مردمان همه جهان، با هر مذهب و عقيده و مرام، و با طبيعت و محيط زيست روی آشتی دارد؛ و می خواهيم بگوييم به خاطر گوهر خرد و شادمانی که در اين مراسم هست، فرهنگ ما روی به مهر و عشق و صلح دارد و از جنگ و خشم و نفرت دور است.

و اکنون در لحظاتی که از چنگال هيولای سرما و تاريکی زمستانی رها می شويم و به سوی آفتاب و گرما و مهر بهاری می رويم، کميته ی بين المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد می خواهد که به اين وسيله همگان را به برگزاری جشن های چهارشنبه سوری و نوروز دعوت کند ـ دو جشنی که ريشه در طبيعت و زيبايي و عشق و رويش و شادمانی دارد.

ما از همه ی اعضای کميته بين المللی نجات در سراسر جهان می خواهيم که اگر مايلند برنامه های خود را به ما اطلاع دهند تا علاوه بر فرستادن پوسترهای نوروزی کميته نجات برای آن ها خبر جشن ها و برنامه های آن ها را نيز در سايت کميته نجات و در رسانه هايي که کميته را حمايت می کنند بازتاب دهيم.

اجازه برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و نوروز

کميته بين المللی نجات برای آثار باستانی دشت پاسارگاد، ضمن درخواست از همه ی ايرانيان در سراسر جهان برای هر چه بزرگتر و با شکوه تر برگزار کردن جشن های چهارشنبه سوری و عيد نوروز، به اطلاع اعضای خود در سراسر جهان می رساند که کميته بين المللی نجات از طريق تهيه نامه ای خطاب به شهرداری ها، فرمانداری ها و موسسات مسئول در سراسر جهان، از آن ها خواسته است تا به شهروندان ايرانی خود اجازه برگزاری اين جشن ها را بدهند. ما در اين نامه به آن ها اطمينان داده ايم که جشن ها و اصولا «فرهنگ ايرانی» ما غير مذهبی، غير سياسی و دور از خشونت است. ما برای آن ها نوشته ايم که اين فرهنگ ريشه در عشق به انسان و گرامیداشت طبيعت و محيط زيست دارد و، از آنجا که جوهر فرهنگ ايرانی از خرد و شادمانی گرفته شده، همواره از جنگ و خشونت و خشم دور و به مهر و عشق و صلح نزديک است.

از اعضای کميته يا موسسات و انجمن های فرهنگی مختلفی که برای اجرای برنامه های خود نياز به اين نامه رسمی دارند يا می خواهند از امکانات ديگر کميته بين المللی نجات استفاده کنند می خواهيم تا با مسئولين ما در کشورهای محل اقامت خود تماس گرفته و يا مستقيما با مسئول کميته های بين المللی تماس بگيرند.

با مهر و احترام

کميته بين المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد

لینک سایت

۱۱/۲۹/۱۳۸۴


McDonald's is good for you

از آنجایی که اعراب حاشیه خلیج فارس بدون اینکه حتی موجودی به اسم کتاب را بشناسند ، صاحب پیشرفته ترین نوع دمکراسی اند و همینطور دست و پای کسی را هم نمی برند و خانمها هم حق رانندگی دارند، خانم رایس از اعراب خواسته است که به انزوای بیشتر ایران کمک کنند تا دیگر موجود ترسناکی به اسم عجم در روی کره ی خاکی وجود نداشته باشد. البته در نظر داشته باشیم که اگر نظام اسلامی ایران همینطور به حماقت هایش ادامه دهد، تا چند سال دیگر امام زمان در قالب پرزیدنت بوش بر ایران ظهور خواهد کرد و از آن به بعد ما می توانیم همیشه مک دونالد بخوریم و پشت سرش کوکا کولای اورژینال بنوشیم. این خبر را بخوانید!

۱۱/۲۸/۱۳۸۴


بدون شرح

وحدت حوزه و دانشگاه، بحرانی از نوع فرهنگی

نظام اسلامی به هر طریقی که شده می خواهد به یکی از آرزوهای دیرینه اش برسد، یعنی فلج کردن ستون قدرتمند قشر دانشجو! این پروسه ی کثیف را هم با هدف قرار دادن دانشگاه تهران آغاز کرد یعنی اصلی ترین ستون دانشگاهی کشور. مسخره است اگر از این به بعد سر کلاس مبانی هنرهای تجسمی در دانشکده هنرهای زیبا، به جای کتاب رنگ ایتن، توضیح المسائل تدریس شود!

۱۱/۲۷/۱۳۸۴


الهام افروتن در خطر مرگ و سناریویی تکراری


به کودکان خندیدن بیاموزیم نه اینکه به آنها بخندیم
یادم است، کلاس سوم دبستان بودیم و ساعت، ساعت نقاشی، نقاشی ام خوب بود، تنها پناهگاهم بود از دنیای زشت و درنده ( شاید برای همین هم هست که سرانجام رشته ی هنر را انتخاب کردم ) خانم معلم یک مدل گذاشت جلوی بچه ها که از رویش نقاشی بکشند، یک نقاشی زشت و سیاه بود با رنگهایی چرک و کدر.
(یادم میاید که یک روز با بچه های مهد کودکی در اینجا وُرک شاپ داشتم و باید کمیک استریپ کار می کردیم بعد من و معلمشان تاکید می کردیم که از رنگهای گرم استفاده کنند نه رنگهای سیاه و کدر) نقاشی مدل، لانگ شاتی بود از یک مزرعه که تعدادی کشاورز را نشان می داد که در حال کار کردن بودند. آن نقاشی آنقدر زشت بود که من بعضی از قسمتهایش را به میل خودم تغییر دادم اما عجیب اینجاست که برخورد خانم معلم خیلی بد بود، مسخره ام کرد و پشت سر آن همه ی کلاس به من خندیدند اما من به درستی کارم ایمان داشتم! حال این یک مثال بود اما ریشه هایش را باید پیدا کرد! این اتمسفر ترور شخصیت آدمها را در همه جای ایران می شود دید، از دانشگاه تا بیمارستان و مدرسه و ... کار مردم این است که همدیگر را دست بیاندازند و به هم بخندند. اصلن تربیت ما مشکل دارد، رفتار با کودکان را نمی دانیم، به همین دلیل است که همین نسل کودکی که به جوانی می رسد با دیدن چند کاریکاتور ، به جای اینکه بخندد، سفارتخانه به آتش می کشد.
یادم است روزی از دبستان به خانه بازمی گشتم، دیدم جایی شلوغ است، مردم جمع شده بودند و با لذت به صحنه ی اعدام یک آدم نگاه می کردند، یعنی جان آدمی در نظام اسلامی پشیزی نمی ارزد، می گفتند که فعال سیاسی بوده که اعدامش کردند، مجاهد بود، و قبل از همه ی اینها یک آدم، یک جوان با انرژی که دیگر نیست، دیگر پاهاش ضربان زمین را نمی شمرد، بیگناه بود، اما دیگر نیست مثل خیلی های دیگر که در دیده گان شهوت انگیز ملتی که خوراکش جز خون نیست، پرپر شدند. اینها مثالند، اصلن در کشور ایران از این نوع مثالها زیاد است، کودکان ما، تا دلتان بخواهند صحنه ی اعدام و سنگسار دیده اند، تا دلتان بخواهد در مدارس و سر کلاس آموزش نظامی، کلاشینکف و ژ- س دیده اند، خوب از این کودکی که به سن جوانی می رسد چه می توان انتظار داشت؟ جز اینکه او هم تبدیل می شود به همان کسی که با شهوت به اعدام یک آدم خیره می شود؟ غیر از این است که این آدم تبدیل می شود به همان جوان بسیجی که آرزوی شهادت دارد؟ من نمی فهمم که چرا خیلی از روشنفکران ما با دیدی محافظه کارانه و کژدارو مریض با اسلام برخورد می کنند؟ مشکل ما در ایران، اسلام بوده و هست. تربیتی متکی بر تعالیم اسلامی و مذهبی!چرا از کودکان انتظار داریم که وقتی بزرگ شدند آدمهای مثبتی باشند در حالی که هنوز، در مدارس تحقیرشان می کنیم؟ از کودکان چه می توان انتظار داشت وقتی که هر روز در خیابان شاهد اعدام و سنگسار هستند؟
می خواهم بعضی از وقتها برای بچه ها چیز بنویسم و تصویر سازی کنم و قرارشان دهم در همین وبلاگ، بیایید به بچه ها رنگهای گرم را بشناسانیم، بگوییم که رنگ سیاه استفاده نکنند! به آنها خندیدن را بیاموزیم نه اینکه به آنها بخندیم.

۱۱/۲۶/۱۳۸۴


ماجراهای من و دوستم خوکی ( اول کودکان بخوانند بعد بزرگترها )
پیغام من و خوکی به کودکان ِ زمین!
دوستم خوکی، در مزرعه ی نزدیک خانه ام زندگی می کند، خوکی را خیلی دوست دارم چون حرف همدیگر را می فهمیم، البته در مواردی نظرهایش با نظرات من فرق دارند، اما این مهم نیست! مهم این است که می توانیم با هم حرف بزنیم و به نقاط مشترکی در مورد موضوعات مختلف برسیم. خوکی همیشه لبخند بر لب دارد و اگر هم وقت داشته باشد می توانیم با هم دور روستا قدم بزنیم و آواز بخوانیم، من آنقدر خوکی را دوست دارم که اگر دو روز نبینمش، دلم برایش تنگ می شود به همین دلیل دیروز، تصمیم گرفتم که بروم پیشش که اگر وقت داشت با هم برویم پیاده روی. البته دیروز کار خیلی مهمی هم انجام دادیم، آخر می دانید چیست؟! آدم بزرگها در خیلی از موارد نمی دانند که دارند چکار می کنند! مثلن موشک می سازند که پرتابش کنند به کشورهای دیگر! مسخره است، نه؟ چون در این صورت ممکن است که من دیگر نتوانم خوکی را ببینم یا برعکس، کاری می کنند که دلم برای خوکی تنگ شود. به همین دلیل دیروز تصمیم گرفتیم که به بزرگترها بگوییم که ما، نه موشک می خواهیم نه جنگ! ما دوستانمان را می خواهیم که همیشه پیشمان باشند، می خواهیم با هم قدم بزنیم و نقاشی بکشیم. ما، من ، خوکی و بقیه کودکان این زمین، اگر روزی همدیگر را نبینیم، دلمان برای هم تنگ می شود و بخاطر هم ممکن است گریه کنیم، ما همه را دوست می خواهیم، ما زمین را بدون موشک و جنگ می خواهیم، ما ، دلمان تنگ می شود.

۱۱/۲۴/۱۳۸۴


خود ِ کاریکاتوری ام
امروز از آن روزهایی است که آدم می تواند به خودش گیر بدهد یا به قول وبلاگنویسهای جنبش آزادیبخش تورنتو، کریتیسایز کند. من هم امروز از حرف زدن در مورد هیومن رایتس و خاورمیانه و مسئله ی هسته ای و احمدی نژاد، خودداری می کنم و به بحرانهای درونی خودم می پردازم. merde

۱۱/۲۳/۱۳۸۴


He was hot
یادمان باشد قبل از اینکه به مصاحبه در روزنامه های معتبر دنیا می رویم، از پیش با آنجلینا جولی هماهنگ کنیم که حتمن در خوابمان ظاهر شود و مثلن به جای خودش آرنولد شواتزنگر را نفرستد، چون ممکن است در هنگام مصاحبه چیزهایی ایراد کنیم که طرفهای مصاحبه کننده به ریش ملت ایران بخندند ( چون این احمدی نژاد به اندازه ی کافی دیگران را خندانده است ) یا اینکه چپ و چوله نگاهمان کنند.

۱۱/۲۲/۱۳۸۴


نیک آهنگ کوثر و دلتنگی های شبه سیاسی یک جغرافیدان ( بیا! درستش کردم! همون زمین شناس ) در تورنتو

نیک آهنگ پشت ویترین! اُه نه ببخشید ! در قطار، که بعد از اینهمه مدت زندگی کردن در کانادا، هنوز سئوالش این است که بالاخره لیلی زن بوده یا مرد؟!

۱۱/۲۱/۱۳۸۴


بدون شرح

۱۱/۲۰/۱۳۸۴


چاپ کاریکاتورهای حضرت محمد در مصر

امروز میزگردی در کانال CANVَAS بلژیک پخش شد که در مورد کاریکاتورهای چاپ شده در دانمارک صحبت می کردند و یکی از میهمانهای میزگرد که یک ژورنالیست هم بود به خبری اشاره کرد که بد نیست مخالفان چاپ کاریکاتورها در جریان باشند. این ژورنالیست گفت که همه ی این کاریکاتورها در یک روزنامه ی مصری چاپ شده اند اما هیچ سرو صایی ایجاد نشد، نه کسی سنگی پرت کرد و نه سفارتخانه ای به آتش کشیده شد. البته من خودم که با چاپ شدن این کاریکاتورها مشکلی ندارم و به شما قول می دهم که هیچکدام از آن آدمهایی که ریختند بیرون و سفارتخانه ی دانمارک را به آتش کشیدند، کاریکاتورها را اصلن ندیده اند، مطمئن باشید.

به اینجا هم سر بزنید



دیمنستراسیون یه شیوه ی صدر اسلام

یا ایها الناس! به اسلام توهین شد! سفارت دانمارک را اشغال کنید، زنانشان را به کنیزی بگیرید! از مردانشان هم، آنهایی را که به اسلام گرویدند به بردگی قبول کنید در غیر اینصورت گردنشان را بزنید، گوسفندها و شترهایشان را هم بخورید!

کاریکاتوری از خودم

۱۱/۱۹/۱۳۸۴


ايران در گذشته متحمل تحقيرهايی از سوی بريتانيا و ديگر قدرت های بزرگ شده است " جک استراو "

این نکته را جک استراو مطرح کرده است، کاش ملت ایران یادش نمی رفت که همین دولت انگلیس با گسترش مذهب اسلام در ایران به حقارت تاریخیمان دامن زد، آری حق با اوست اما جاهایی را سانسور کرده، چون این حقارت هنوز هم ادامه دارد، راستش این تحقیرها را خودمان بر خودمان روا داشتیم، مگر زیراب مصدق را مذهبی ها نزدند؟ کاش دوباره می اندیشیدیم! کاش ...

کاریکاتوری از خودم

کدام صلح؟ کدام ملت؟
من نويسنده‌ام، طرفدار بمب نيستم، چه هسته‌ای چه غير هسته‌ای.
من روزنامه‌نگارم، با هر نوع سلاحی مخالفم، چه صلح‌آميز، چه جنگ‌آويز.
من تئاتری‌ام، با هر ذهن ويرانگری می‌ستيزم.

...

این نوشته ی آقای معروفی را حتمن بخوانید


moghtada sadr
یکی از کاریکاتورهایم در مورد مقتدی صدر
لاريجانی: مقتدی صدر فردی خوشفکر است (آره خوشفکری از سر و صورتش می بارد، لابد بقیه قدرتهای دنیا پاره آجرند!)

تو را بخدا متحد ایران را نگاه کن! با تیر و کمان و فلاخن می خواهند به جنگ موشکهای کروز آمریکا و متحدانش بروند، آخر از این شپشوها( به قول دوستم ) چه کاری ساخته است؟


رقصنده با موشک
( طرحی از خودم ) بچرخ تا بچرخیم! این احمدی نژاد هم با سهل انگاریهایش ملت را به فنا می دهد، آخر یکی نیست به او بگوید که آیا رئیس جمهور ایران است یا وکیل و وصی دنیا؟

۱۱/۱۸/۱۳۸۴

زندگی احمدی نژاد به روایت خودم

البته ادامه دارد.


۱۱/۱۶/۱۳۸۴


هالوها به شیوه ی Cutout و مسئله ی اسرائیل

کاریکاتوری از خودم

تیز چنگال ماهیچه دوست در تعقیب مخترع وبلاگ و منجی عالم بشریت، آق حسین قلی خان بَراق ، که غلظت بالای شیزوفرنی خونش دارد کار دستش می دهد. در ضمن اونا می گن که اون وبلاگش مثل موسیقی رَپ ِ.


" درد "

نمی دانم چه بر سر آن پست قبلی ام آمد! صبح که به وبلاگم سر زدم، آن نوشته ی قبلی محو شده بود، البته فکر کنم که مشکل از جانب سرویس بلاگر بود. اما بگذریم! این عکسهایی که می بینید را در یک مرکز نگهداری از بیماران روانی گرفتم، یکی از آن عکسها هم اتاقی را نشان می دهد (البته بازسازی اش کرده اند) که در جنگ جهانی دوم، نازیها برای آزمایش بر روی بیماران روانی از آن استفاده می کردند. در ضمن در این مرکز، نمایشگاهی از آثار هنری با عنوان " درد " برگزار بود.



۱۱/۱۴/۱۳۸۴

حسین درخشان و مسئله ی Bauhaus که هیچگاه معنایش را نفهمید و همینطور نجات بشریت
یکی از کاریکاتورهایم در مورد حسین درخشان


روزی روزگاری در یکی از بیابانهای آمریکا، شخصی زندگی می کرد به اسم آق حسین درخشان و از آنجا که در بیابان، لنگه کفش هم برای خودش غنیمتی است، پس همه فکر کردند که او هم خیلی غنیمت است و هر روز به حرفهایش گوش می دادند، یکی از خصوصیتهای منحصر به فرد آق حسین این بود که در مورد خیلی از چیزهایی که نمی دانست، خیلی چیز می نوشت و همه برایش دست می زدند و تشویقش می کردند. اما یک روز صبح که از خواب بیدار شد احساس بیقراری می کرد و یک چیز گنده ای را در قلبش حس می کرد و مثل حضرت محمد که یک شب در غار، وحی بر او نازل شد، او هم در یک شب سرد زمستانی، چیزهایی بر او نازل شد و فکر کرد که باید بشریت را نجات بدهد، برای همین چمدانهایش را بست و رفت به اسرائیل که چند تا بشریت را در آنجا نجات بدهد. البته او این کار را انجام داد یعنی از سرویس مجانی بلاگ اسپات یک اکانت خرید و آنرا داد به بشریت که درآنجا کلام الهی اش را بنویسند و به این طریق، او چند تا بشریت را نجات داد...
ادامه دارد

۱۱/۱۳/۱۳۸۴

امروز فقط سندیکا

روز جمعه همراه با کارگران شرکت واحد.


مسئله ی هسته ای ایران و روزنامه های بلژیک
چند وقت پیش با یک بلژیکی در مورد آخوندهای ایران حرف می زدیم که این دوست من پرسید که آیا خانمها می توانند در ایران دوچرخه سواری کنند یا نه؟ خوب من هم در جوابش گفتم که می توانند دوچرحه سواری کنند اما فقط در محدوده هایی ( یعنی همان محدوده های اسلامی خودمان دیگر!) که از طرف مسئولین مشخص می شود. دوست بلژیکی ام لحظه ای ساکت بود و بعد گفت: ملاها چه ذهن جنسی و مریضی دارند!حق با او است، یاد یکی از دوستانم افتادم که می گفت آن زن و مرد کارگر که از صبح تا شب باید استثمار بکشند که در پایان ماه فقط 30 هزار تومان حقوق بگیرند، شب که به خانه شان می رسند نه وقتش را دارند و نه انرزی اش را که حتی به مسائل جنسی فکر کنند، این کار فقط از ملاها بر می آید که از بس بیکارند، از صبح تا شب به مسائل جنسی این و آن فکر می کنند.
اما آن یک مقدمه بود، این چند روز هم که گند ِ روابط پشت پرده ی یک شرکت بلژیکی و ایران در آمده و روزی نیست که نام ایران و خطر هسته ای را در رسانه های بلژیکی نشنوی! اینها سالیان سال است که ملاها را از من و تو ایرانی بهتر می شناسند و به اندازه ی کافی خندیده اند. این کاریکاتور را ببینید.