۱۰/۱۰/۱۳۸۴

John Lennon
جان لنون - بناگاه، همچون بلمی تنها، در میان دنیا رها شدم. آن آخرین تعطیلات بود... فایل صوتی بسیار زیبا - بریده هایی از صدای جان لنون- 25 مگابایت-بشنوید

۱۰/۰۹/۱۳۸۴



SIN CITY
سین سیتی نام فیلمی است که توسط "رابرت رودریگوئز" و بر اساس سری کتابهای کمیک اثر " فرانک میلر " در سال 2005 تولید شده است. (البته با همکاری فرانک میلر و کوئنتین تارانتینو)
از نکته های قوت این فیلم، می توان به وفاداری کامل نسبت به فضای کتابهای کمیکش را نام برد- چیزی را که در کمتر فیلمی که بر اساس کتابهای کمیک ساخته شده اند می بینیم، برای مثال می توان به فیلم " ایکس من " اشاره کرد که در نمایش زیباییهای کتابهای کمیکش موفق نبوده است.
دوستداران کمیک استریپ و انیمیشن! " سین سیتی " را حتمن ببینید.


کاری از گوریلاز- بشنوید

۱۰/۰۸/۱۳۸۴

ENKI BILAL

استوای سرد!

فایل صوتی – اینجا بشنوید (توضیح کوتاه در مورد اِنکی بیلال)

وبسایت اِنکی بیلال

پُستر فیلم "فناناپذیر" و دو طرح ازبیلال




Holocaust

چه شرم آور است که رئیس جمهور برگزیده شده ی یک ملت نژادپرست باشد! چه شرم آور است که تمجید کننده های رئیس جمهور یک ملتی که مدعی ِ برابری و برادری است، نئونازیها باشند! چه شرم آور است که رئیس جمهور یک ملت، جنایت های تاریخی را یک داستان بداند!

آقای احمدی نژاد!چه شرم آور است حرفهایتان!

بشنوید!

Die kunst der fuge- Bach

۱۰/۰۷/۱۳۸۴



m a y a-k u l e n o v i c

امروز در گوگل به دنبال تصاویری از هنر مایا ها (تمدن پیش از کریستف کلمب- آمریکا) بودم که بصورتی کاملن اتفاقی نقاشیهای یک نقاش اهل سارایِو را پیدا کردم که در نوع خود بی نظیرند. به راحتی می توانید رد پای رامبراند را در کارهایش ببینید، یعنی نورپردازی های موضعی روی چهره و ایجاد کنتراست های شدید بین دو فضای تاریک و روشن که توجه بیننده را به پرسوناژ درونی پرتره هدایت می کند.

دانشجویان رشته ی هنر! کارهایش را از دست ندهید! اینجا کلیک کنید

با دیدن این نقاشیها به یاد دوستم، آرش رادکیا افتادم که کار او هم در حد و اندازه ی بی نظیرهاست.

موسیقی گروه " بیتلز " را خیلی دوست دارم، چون نه تنها برایم یادآور شکوفایی هنر ده ی 60 و 70 است بلکه مرا با خود می برد آن دورها،یاد دوستانم، بر و بچه های شرکت " آبنوس " –بهترین و حرفه ای ترین انیماتورهایی که در ایران می شناسم. یادش به خیر.

این کار " بیتلز" را در لینک پایین گوش کنید.

Let it be

۱۰/۰۶/۱۳۸۴


TOOL (Lateralus)

این تَن، این تَن که در بَرم گرفته، یادآورم باش که من اینجا تنها نیستم.

این تَن، این تَن که در بَرم گرفته، از درون، ندایم می دهد که این درد، توهمی بیش نیست.



فندامنتالیست ها آغاز کرده اند

کامران باقری وزیر بهداشت دولت احمدی نژاد: "اتصال كليه خوابگاه‌های دانشجويی به اينترنت جزو افتخارات نيست، زيرا تنها 5 درصد دسترسی دانشجويان در خوابگاه‌ها درسی و علمی است و 95 درصد مابقی به كارهای غيرعلمی اختصاص دارد."

سئوال اینجاست که تعریف ایشان از علمی بودن چیست؟ منظورتان همان نماز خواندن است یا صلوات فرستادن اینتر نتی؟ اگر اینطور باشد، آری حرف شما درست است.

"برنامه‌های آموزشی نبايد با وقت نماز تداخل داشته باشد، به عبارت ديگر نبايد تداخلی ميان برنامه‌های آموزشی و فرهنگی وجود داشته باشد."

فکر کنم شما دانشگاه را با مسجد اشتباه گرفته اید. آنجایی را که شما می گویید، مسجد است.

نماينده رهبری در دانشگاه‌ها:" بودجه‌های مربوط به نماز و برنامه‌های مذهبی بايد در اولويت امور فوق برنامه دانشگاه‌ها باشد. حضور شاخه‌های سياسی احزاب در دانشگاه‌ها طبعا ترجمان خوشايندی برای نظام علمی و پژوهشی كشور ندارد، به گونه‌ای كه برخی تشكل‌های دانشجويی با خارج از دانشگاه و آن سوی مرزها ارتباط دارند كه اين به هيچ وجه به نفع دانشگاه نيست."

نماینده ی رهبری در دانشگاه! دانشگاه حوزه علمیه قم نیست!

مطمئن باشید که دانشجویان آرام نمی نشینند! دوره ی این غارنشینی ها طی شده است. این سخنان نشان می دهد که نظام به شدت از قشر دانشجو در هراس است و تلاششان این است که که مراکز دانشگاهی را هدف بگیرند.

یک سئوال

آیا کشوری اسلامی را سراغ دارید که دمکراسی را در سطح جامعه پیاده کرده باشد؟

اما مذهب واقعن افیون است!

۱۰/۰۵/۱۳۸۴

برفی به سردی کریسمس

بلژیک هم امروز برفی بود، ایستگاه قطار یخ زده ی انتهای خیابان " کاوتر استرات " می لرزید از خراش قدمهای قطارهایی که به مقصد بروکسل، هوا را می شکافتند، همانجایی که مقر پارلمان اروپا هم هست. سرد بود همه جا، آدمها همه آدم برفی بودند.

سال نو آغاز می شود، یک سال دیگر از رنج بشری طی شد، اما انتهایی نیست بر این بختکِ شوم، پاپا نوئل خواهد آمد، اما نه برای مردم ستم دیده ی عراق، پاپانوئل می آید، اما خبری از آرادی تبت نیست، پاپانوئل در راه است، اما مردم چچن هنوز زیر آوار، نانهایشان را با هم تقسیم می کنند، پاپانوئل هدیه می آورد، اما در گواتمالا جنگ داخلی است، پاپانوئل با گوزنش سر می رسد، اما گنجی در بند است هنوز، پاپانوئل شکلات می آورد، اما هنوز در ایران، نظام، قلب ملت را به گلوله می بندد. کریسمس سرد است اما نه به اندازه ی اشکهای آن کودکِ مادر و پدر از دست داده ی بَمی.

چه سرد بود همه چیز امروز!

اینجا بشنوید-Cranberries


یوهان سباستین باخ

شاهکارهای موسیقی کلاسیک

با توضیح کوتاهی در مورد موسیقی باروک برگرفته شده از کتاب " درک و دریافت موسیقی " ترجمه ی آقای حسین یاسینی.

۱۰/۰۴/۱۳۸۴



خبر فوری:رانندگان شرکت واحد اعتصاب کردند ؛ خیابان های تهران صبح امروز قفل شد

در اعتراض به بازداشت ۸ تن از اعضای سندیکای اتوبوس رانی و در حمایت از

اعتصاب سراسری روز یکشنبه ی کارگران و رانندگان اتوبوس در تهران و

حومه روز یک شنبه تمام وبلاگ هایمان را به نام سندیکای اتوبوس رانی آپ

کنیم و یا لوگوی سندیکا را در وبلاگ خود قرار دهیم و به این وبلاگ لینک کنیم


Portishead
یکی از کارهای زیبای پُرتیسهد را گوش کنید
Numb

اين‌جا آخر پست‌مدرنيسم ا""

دوباره نظری انداختم به وبلاگ آقای خاتمی و توضیحات گردانندگان پشت صحنه ی این وبلاگ. من نمی فهمم نسبت دادن این القاب " اين‌جا آخر پست‌مدرنيسم ا" به چه معناست ؟! یعنی این صفت را نسبت می دهیم به خاتمی؟ آخر دوست یا دوستان عزیز! ایران ما هنوز حتی نظام ملوک الطوایفی را هم پشت سر نگذاشته است! هنوز سیستم حکومتی ما در دست کنت های در لباس آخوندی است! هنوز خان و خان بازی حرف اول را می زند! آخر ما کی دوره ی خرد گرایی را پشت سر گذاشتیم که شما حرف از پست مدرنیسم می زنی؟ تاریخ ایران را نگاه کنید! ما کی با اندیشیدن رفتار کردیم؟ هنوز که هنوز است، هواپیمایمان را با سلام و صلوات می فرستیم به آسمان! هنوز که هنوز است، گره گشایی داستانهای ما به عهده ی مهدی موعود است! هنوز که هنوز است، مثل اساطیر یونان، منتظر آپولون یا آذرخش زئوس هستیم که گره ی بگشاید از ناتوانائیمان در اداره ی مملکت!

در این بی لیاقتی گردانندگان امور حکومتی، حرف زدن از پست مدرنیسم احمقانه است! می خواهید چند تا نو دانشجوی عاشق فلسفه را فریب دهید! فکر کنید لطفن!

۱۰/۰۳/۱۳۸۴

وبلاگ آقای شکلا تی

آقای خاتمی هم وبلاگ نویس شد، با همان نوع دیالوگ همیشگی اش، و با آن شکل و شمایل پشت ویترینی.

هر چه که نظام مذهبی و به طور خاص اسلامی تولید کند بیش از نمی شود. ایشان که آنقدر ادعای دموکرات بودن دارد، هنوز که هنوز است کلام خود را با "بسم الله" شروع می کند. آقای رئیس جمهور سابق! ما به شما به عنوان یک انسان احترام می گذاریم! اما به عنوان حامی دموکراسی قبولتان نداریم!

آقای خاتمی! شروع کلام در مورد آزادی با نام خدا، نه دموکراسی که تئوکراسی است! در باور شما و بقیه ی مذهبی ها هنوز خداست که برای مردم تصمیم می گیرد! نه آقای خاتمی! هروقت خدا را فراموش کردی، آنوقت از دموکراسی حرف بزن!

the cranberries
Wake Up and Smell the Coffee

اینجا بشنوید





۱۰/۰۲/۱۳۸۴


باب مارلی- نوای آزادیخواهی
No Woman, No Cry
اینجا بشنوید

۱۰/۰۱/۱۳۸۴

کنج ِ راهراه ِ خلوتِ من

نفس عمیقی می کشم، تازه می شوم در مه ی که آشیانش را بر گنگی شهر ساخته است. چیزی را نمی بینم- البته بهتر است- یا اینکه آنها خودشان را به من نمی نمایانند. زمستان خوابیده روی سردی آسفالت و پرنده ها همچنان بلند پرواز می کنند. می بینی؟ ردپایت را گم کرده اند ای بزرگوار! منحنی ِ گویشت را از یاد برده اند این دوزخیان! خودت خوبی؟ آوازت را که پریشان نکرده ای هنوز؟! چه سنگین قدم بر می داری در این سرگیجه ی مدام! عاشقی شاید؟! یا اینکه عاشقت را فریب دادی ای به قول دوستم، چهارشماره ای؟! در این نابینایی ِ نابجا، چه خوب می بینم که سرتا پا راه راهی در آغوش باد! آرام، زیرک، سرشار!

کاری از لئونارد کوهن- بشنوید ALEXANDRA LEAVING

۹/۳۰/۱۳۸۴


BEBE
را گوش کنید. اینجا کلیک کنید"BEBE" این کار

شب

روز است، چون خورشیدی پیدا نیست! هوا سرد است چون گرمایی درونت را نمی لرزاند (گرما هم مثل سرما، نامرد است بعضی وقتها) قدم می زدم در همان راه همیشگی، همان راهی که سایه های ترسناک، گاهی تعقیبت می کنند و بعد که سرت را چرخاندی، می فهمی که همه اش فانتزی ِ دست ساز ذهن ِ کج و ماوجت بوده است. غرشی تحویل قدمهایت می دهی و دوباره، در سکوت، سر به زیر ِ چشمانی می شوی که در عمرت نه دیده ایشان و نه رهگذرِ یک ثانیه ی حضورش بودی، و آخرش هم، تنها کاری که می کنی، معطل ِ باد می شوی و چشم به راه ِ باران! ( حالم از باران به هم می خورد چون بیش از اندازه کلیشه اش ساختیم در این دوران بی اسطوره) روز است چون تو نیستی! آخر گره خورده ای به تاریکی شب، شبی به مسافت یک خاطره ی محو، یک دژا-وو، چه می دانم! یک کلمه شاید! نه! اصلن خودت شب بودی! بی روز، بی نشانه، بی دلیل، بی ردپا، چون تویی شب!

امشب شب یلداست! چه بالابلند بودی ای شب ِ من!

دیمتری شوستاکوویچ - گوش کنید

۹/۲۹/۱۳۸۴


این یادداشت را یکی از دوستان قدیمی ام، در مورد 1807 نوشته...

! 1807ماریا خانه ست، شاید ماه را خواب میبیند؟! از من تضمین خواست هنگامی که میرویم با هم، دستگیرمان نکنند. .من برف را که از آسمان میبارید تماشا کردم ! 1807 .با دوستی از شعر گفتم، در جیب، جرینگ و جرینگ سکه هایش را گوش کرد....حسودیم میشود چهار شماره ای! آواره نیستی یکجایی!...... 1807! زمان، دقایق، ثانیه ها، میگذرند...ماه، ماریا را در خواب دید. .قطبی وار خفته اند مردم! سرد است برای آوارگان کتابخانه ملی. برای گرسنگان کتابخانه....تکیه گاه نیما! میبینی؟ برف می بارد.شاخه ها: سنگین... سپید... سرد...1807! بروم؟ کسی مرا دیده است؟ فروختندم به تکه نانی یا دقیقه ای آتش؟ 1807! چنین سالی زاده شدی؟ باز خواهد گشت؟ جوابی خواهد داشت؟ بدرود.

VIVA ZAPATA-گوش می کنیم به کاری از گروه مانو نگرا (کلیک کنید)

۹/۲۸/۱۳۸۴


Suzanne Vega (nine objects of desire)
سوزان وِگا، با آن صدای بی نظیرش، یکی از خواننده های مورد علاقه ی من است!
کار " هِد شاتس " را اینجا گوش کنید


اِشغال تبت

جالب اینجاست که دولت جمهوری اسلامی ایران با این همه ادعایش در مورد دفاع از حقوق مستضعفان و ستمدیده های دنیا و همچنین دفاع از مردم ظلم چشیده ی فلسطین و با توجه به سخنان رئیس جمهور مبنی بر حذف نقشه ی کشورهای متجاوز، حرفی از اِشغال " تبت " به زبان نمی آورد؟ آقای احمدی نژاد و دولت اسلامی و انقلابی که سنگ مردم استثمار شده ی فلسطین را به سینه می زنید! فقط کافی است اندکی سرتان را به سمت شرق جغرافیایی بچرخانید و ببینید که همین کشور دوست و متحد شما، چین، چه بلایی بر سر مردم تبت آورده است، ببینید که از سال 1950 (سال اشغال تبت توسط دولت چین) چند هزار تبتی به طرز وحشتناکی کشته یا مجبور به ترک وطن شده اند! یا شاید می بینید و بی تفاوت از کنارش رد می شوید؟ چرا؟ چون کشور چین متحد بزرگ شماست در جهت تولید سلاحهای هسته ای؟ یا شاید به خاطر قرارداد ساخت مترو؟ همان مترویی که هر سال یکبار فرو می ریزد روی سر مردم؟ یا شاید مردم تبت را جزو آدمیزاد حساب نمی کنید؟ چرا؟ به این دلیل که کاربرد کلاشینکف را بلد نیستند؟ اینکه نمی دانند چطور با نارنجک خود را پرت کنند توی مناطق مسکونی؟ یا اینکه روش ساخت بمبهای دستی را نمی شناسند؟ و ...

آری، چون مردم تبت بلد نیستند که دیگران را جلوی دوربین، سر ببرند!

دولت جمهوری اسلامی! مردم احمق نیستند!


هزار و هشتصد و هفت

ای کاش موجودات حساس

از اندوه و مشقت رهایی یابند!

ای کاش موجودات حساس

به سعادت راستین دست یابند!

دعایی تبتی

رنگ

تنها چیزی که یادم بود که از یاد نبرم، رنگت بود، نه اشتباه نکن!خوب دلیل دیگری نداشتم! البته فکر نکن که دلیل محکمی نیست، که برعکس، این دلیل، یعنی فقط رنگی بودن رنگت، نه اینکه رنگهای دیگری نباشند! نه! چون ماهیت رنگیت، منحصربه فرد بودن حضورش،آهنگ همه ی رنگهای دیگر را به چالش فراخواند! اصلن نابودشان کرد، پرتشان کرد توی نبودن، تنهایشان رها کرد در بی رنگی هستیشان، رماندشان در سفیدی برف. ای ای ای ای چه پر رنگ بودی!

درخواست احمقانه ای بود! می دانم!

- قول می دهی که همیشه دلت برایم تنگ شود؟

- فندک داری؟

- قول می دهم که دیگر بارانی نبارد!

- امروز چه روزی است؟

- آخ! سازدهنی ام را یادم رفت که با خود بیاورم!

- چه سیگار تندی!

- قول می دهم!

- که چی؟

- که بشریت را نجات بدهم از درد و رنج!

- باز خر شدی؟!

- قول می دهم!
گوش کنید- کاری از لئونارد کوهن

Stabat Mater (Antonio Vivaldi)
ما اغلب ویوالدی را با "چهار فصل" می شناسیم و از دیگر آثار ارزشمندش غافل می شویم. شکوه و عظمت موسیقی دوره ی باروک را در "استابات ماتر" جستجو کنید.
برای شنیدن گوشه هایی ازاین اثر، اینجا کلیک کنید

۹/۲۷/۱۳۸۴


طرحی از خودم
فایل صوتی- اینجا کلیک کنید- صدای من

۹/۲۶/۱۳۸۴


Pulp Fiction
من مطمئنم که دانشجوها و علاقه مندان رشته ی سینما- البته انیمیشن را هم اضافه می کنم- دوست دارند که صدا و نظرات تارانتینو را بشنوند. برای شنیدن این گفتگو،
اینجا کلیک کنید
یا این لینک -ODEO

۹/۲۵/۱۳۸۴


من،این کار وِردی را خیلی دوست دارم! شما هم بشنوید اینجا کلیک کنید
Giuseppe Verdi

My Odeo Channel

گرافیتی

مدتی است با یک گروه -تشکیل شده از تعدادی جوان هنرمند- آشنا شده ام که فعالیتهایشان جای تامل و اندیشیدن است. من به ماهیت کاربردی- ابزاری هنر ایمان دارم. این دوستان ما دارند حرکتهای فرهنگی اجتماعی موثری انجام می دهند، از برگزاری نمایشگاه و انتشار آثار هنرمندان گرفته تا دیوارنگاریهای شبانه ( گرافیتی ). باید این واکنش های اعتراض آمیز قشر جوان هنرمند را به عنوان رسانه ای گویا و رک و صریح، جدی گرفت، اما کاش دامنه اش گسترش پیدا کند. این فعالیت ها را اغلب در تهران مشاهده می کنیم که خوب است اما کافی نیست، باید گسترشش داد.

رفقای زیرزمینی!!! موفق باشید!!!

لینک های گروه یک- دو - سه

گوش کنید- FORT MINOR (Believe me)
گوش کنید - Latin Simone (Qué Pasa Contigo) -Gorillaz

توضیح تصویر بالا :

Adbusters magazine. Cover design Banksy, Art Director Paul Shoebridge, 2002




My Odeo Channel (odeo/27cd9ee99010abc9)

۹/۲۴/۱۳۸۴

!فوتبال و ايدئولوژی

عباس معروفی
...
برج المپيک را نمی‌بينی. به طرف خانه راه می‌افتی. انگار جام جهانی فوتبال شروع شده و بايد زود برسی تا تماشای بازی را از دست ندهی.
هر آدمی وطن خويش است، هر آدمی پرچم وطن خود را به دست دارد، گونتر گراس برای تيم آلمان هورا می‌کشد، آندره‌يی کورکف برای اوکراين، من اما نويسنده‌ای پناهنده‌ام، در مسابقه‌ی فوتبال بين ايران و آلمان هرچه فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد تيم وطن من خوب بازی کند و ببرد. اما وطن من کجاست؟

این متن آقای معروفی را حتمن بخوانید


MANO NEGRA
راستش نمی دانم چه روزی است! لحظاتم را فروخته ام به باد. از بس خبرهای ناگوار دور و برت زوزه می کشند که رمقی نمی ماند برای آدم. هواپیما سقوط می کند روی سر مردم، رئیس جمهور می خواهد با خداباوری حادش، ملت را به کشتن دهد ، گستاخی می کنند، حریم شخصی مردم رعایت نمی شود، همه به هم توهین می کنند، برای هم چاقو و پنجه بکس می کشند، شعبون بی مخ ها زیاد شده اند، و ... بعد هم ادعا می کنیم که صادر کننده ی فرهنگی هستیم؟
چه بسیار نیروی فرهنگی جوان داریم اما افسوس که گستاخی این روزها، امانشان نمی دهد. ناچاراند که نباشند، که مخفی باشند، مبادا گزندی برسد بهشان، خب حق دارند.
چه می شود کرد؟ حکومت ایران حکومت خداست نه مردم، تا زمانی که تفکر حاکم این است کاری نمی شود انجام داد.
به قول کنفسیوس اگر می خواهی فرهنگی را عوض کنی، موسیقی اش را عوض کن!

گوش کنید به دو ترانه از آلبوم "کینگ آف بانگو" از مانو نگرا
LE BRUIT DU FRIGO
PARIS LA NUIT


۹/۲۳/۱۳۸۴

ODEO
به همه ی دوستان وبلاگ نویس و و آنهایی هم که وبلاگ ندارند، توصیه می کنم که در این سایت ثبت نام کنند، که این امکان را در اختیار شما قرار می دهد تا مطالب یا خبرهای خود را به صورت فایل صوتی ریکورد کرده و در اختیار دیگران قرار دهید.
آدرسش هم
اینجاست


۹/۲۲/۱۳۸۴


مصاحبه با مانو چائو

بوسیله ی گارث کارترایت

این مصاحبه ای است که در ماه اگوست سال 2002 در پاریس انجام شده است.

س- شما کنسرت آزادی را در اعتراضهای خیابانی "جنوا جی هشت" (دیدار هشت کشور صنعتی دنیا در ایتالیا که با اعتراضات آنتی- گلوبالیزاسیون و آنتی- کاپیتالیسم مواجه شد که طی آن یک جوان به ضرب گلوله ی پلیس، جان باخت) انجام دادید البته پیش از آنکه وضعیت به حد انفجار برسد. ایده ی شما در مورد آنتی- گلوبالیزاسیون چیست؟

ج- من کاملن با آنتی- گلوبالیزاسیون موافقم. مثلن، من برای جنبش زاپاتیستها در چیاپاس مکزیک احترام زیادی قائلم.راستش من هیچ اعتمادی به سیاستمدارها ندارم. ما باید حرکتهای محلی را بیشتر کنیم اما آخرین چیزی که این نوع جنبش ها نیاز دارند رهایی از رهبریت آن است. دور شدن از شمایل های سیاسی، تنها نکته ای است که این حرکت را موثرتر خواهد کرد.

س- درابتدا موسیقی شما با گروه "مانو نگرا" معروف شد که به "زد و خورد فرانسوی" نامیده می شد. موسیقی گروهتان، در آغاز سرشار بود از سبک راک. چه مسئله ای بعدن شما را به سمت موسیقی "رگِ"
و تکخوانی هدایت کرد؟

ج- زمانی که تور خود را در کشورهای آمریکای لاتین انجام می دادیم، متوجه شدیم که مردم محلی، چندان با موسیقی راک ارتباط برقرار نمی کنند، به همین دلیل توجهم را به نوعی از موسیقی متمایل کردم که طرفداران بیشتری پیدا کند. مثلن سبک "اِسکا" (ریتمی، مخصوص کشور جامائیکا که در اصل پایه های موسیقی رگِ را تشکیل می دهد) همه جا محبوب مردم است. این ریتمی است که خیلی از گروه های آمریکای لاتینی بر مبنای آن کار می کنندو یک نوع ریتمی است که رقصیدن با آن آسان است.

س- کشور انگلستان معروف است به "دنیای موسیقی"، نظر شما در مورد این لقب چیست؟

ج- لقب احمقانه ای است! مثلن، من می خواهم که با همه ی مردم دنیا حرف بزنم اما موسیقی من فقط برای مردم منطقه ی مشخصی است که من ساکنش هستم. من می خواهم به شما بگویم که تعریف من از "دنیای موسیقی" چه نام دارد و آن شخص "باب مارلی" است. شما به هرکجا که سفر کنید، می بیند که مردم، موسیقی باب مارلی را با علاقه گوش می دهند. به همین دلیل وقتی از مبحث "دنیای موسیقی"صحبتی می شود، من تنها به باب مارلی فکر می کنم به این دلیل که خواننده ای بود که همه عاشقش بودند. ما وقتی با گروه مانو نگرا در کلمبیا اجرا داشتیم، دیدیم که موسیقی راک، در میان آن مردم طرفداری ندارد، به همین دلیل به تدریج، موسیقی رگِ را انتخاب کردم، فکر می کنم که مخاطبان بیشتری دارد.

س-آلبوم های گروه مانو نگرا، طرفداران زیادی پیدا کرده بودند، به نظر شما دلیل این مردمی شدن چیست؟

ج- راستش جوابی ندارم، اما اگر بخواهم که صادق باشم، ... آن فقط یک نکته ی غیرمنتظره بود. شاید دلیلش این بود که ما موسیقیمان را در بین مردم اجرا می کردیم، این روش گیراییش بیشتر است تا آنکه شما موزیک را از رادیو یا تلویزیون گوش کنید.

س- شما مطرح کرده بودید که قصد دارید تا به تور هنریتان ادامه بدهید، بعد از آن ما منتظر چه چیز جدیدی از شما می توانیم باشیم؟

ج- منتظر چیزی نباشید! من می توانم مثلن به مدت شش سال مخفی شوم! جدی می گویم. من از آن دسته آدمهایی نیستم که شهرت بخواهد فریبشان دهد. خب! بعد از اتمام این تور باز هم نقشه هایی برای سفر دارم. سفر بهترین آموزگار است، البته قصد دارم سفرهایی را به آفریقا و هند انجام دهم. وقتی ما با گروه مانونگرا در کلمبیا اجرا داشتیم، همه ی حضار، مسلح به تفنگ بودند و در نظر بگیرید اگر آنها متوجه ی کوچکترین بی احترامی از طرف ما بودند، بی شک مرده بودیم. اینها نکته هایی هستند که باعث می شوند که هنرمند بتواند به هنر و فرهنگ، جذابیت بیشتری بدهد.

بانگو بانگ-مانو چائو - گوش کنید
استیر ایت آپ- باب مارلی - گوش کنید

۹/۲۱/۱۳۸۴

این کار باب مارلی را اینجا گوش کنید-Get Up Stand Up



شیکاگو- 28 اگوست 1968

۹/۲۰/۱۳۸۴


من نمیدانم! تو چطور؟
طرحی از خودم






گوش کنید به کاری از مانو چائو به اسم
'Me Gustas Tu'
Album: Esperanza


۹/۱۸/۱۳۸۴


PORTISHEAD
آلبوم دومی(1) از زیباترین آلبوم های پرتیس هد است. برای شنیدن یکی از زیباترین کارهای این آلبوم ، می توانید روی لینک زیر کلیک کنید
Glory Box

DUMMY-(1)

گوریلاز

آنقدر که در مورد گروه گوریلاز گفتگو شده، کسی از مراحل ساخت کلیپهایش نمی گوید، در صورتی که قویترین مشخصه ی(جدای از موسیقی خوبش) این گروه، انیمیشن فوق العاده اش است که آن هم به عهده ی گروه سازنده- از کارگردان گرفته تا لی آوت من و 2دی کانسپت دیزاینر و همینطور انیماتورهای حرفه ای- می باشد.

در زیر نام انیماتورهای ویدئو کلیپ “Feel Good Inc” را نوشته ام.



تو دی انیمیشن: رابرت ولی، هلث کنی، ریکه اسبیورن

تری دی انیمیشن: وسلی کمان

اینجا می توانید ویدئو کلیپ “Feel Good Inc” را مشاهده کنید.


.یکی از طرح های من

۹/۱۶/۱۳۸۴






Ashley Wood

اَشلی وود (1971) در استرالیا متولد شد و اکنون بیشتر بین دو کشور آمریکا و استرالیا در سفر می باشد. اشلی وود به مدت ده سال است
که بصورتی حرفه ای به کار ایلوستراسیون کتابهای کمیک مشغول است و در ادامه می توان به همکاریش با کمپانی های معروف سینمایی(دریم ورکس) و کمیک ( مارول کمیکس) و همینطور کنامی (بازیهای کامپیوتری ) اشاره کرد.شیوه ی ایلوستراسیون اشلی وود ترکیبی است از روشهای کلاسیک نقاشی به همراه فتوگرافی دیجیتالی و نرم افزارهای گرافیکی. من به دوستانی که در زمینه ی طراحی کمیک و انیمیشن فعالیت می کنند، توصیه می کنم که حتمن کارهای وود را دنبال کنند. وود با توانایی فوق العاده اش در زمینه ی طراحی و شناخت بی نظیرش از رنگ و تکنیک های تصویری ، می تواند الگوی بسیار خوبی باشد.جالب اینجاست که این شخص در کار طراحی فیگور، تحت تاثیر اِگون شیل ( تلفظ درستش این است نه اِگون شیله) است
!کارهایش را ببینید

۹/۱۵/۱۳۸۴

Manu Chao

مانو چائو، خواننده، ترانه نویس، فعال سیاسی، آهنگساز و جهانگرد بی همتا، فعالیت هنری اش را براساس دو شور و شوق درونیش آغاز کرد، موسیقی و سفر. او با الهام از فرهنگی لاتینی، گروه "مانو نگرا" را بنا نهاد.

مانوچائو در 21 ژوئن 1961 در پاریس چشم به جهان گشود. والدینش (با ریشه ی اسپانیایی) اندک زمانی پس از تولد مانو، به حومه پاریس نقل مکان کردند، جایی که مانو، کودکیش را سپری کرد. پدر مانو، رومان چائو به شغل روزنامه نگاری مشغول بود و مانوی جوان ساعاتش را به بازی فوتبال با پسرهای کارگران کارخانه ی رنو اختصاص می داد. مانو از همان زمان علاقه شدیدش به موسیقی را نشان داد، او به غیر از لحظاتی که به فوتبال مشغول بود، باقیمانده ی وقتش را در کنار رادیو و گوش سپردن به" چَک بری" و ترانه های انقلابی اسپانیا می گذراند. در دوران نوجوانی با شنیدن ترانه های" دِ کلاش" شیفته موسیقی راک انگلستان شد. در سال 1985 مانو گروه موسیقی خودش"له هات پلانتس " را تشکیل داد که ترکیبی بود از ریتمهای موسیقی بلوز و راک. در اواسط دهه ی 80 جنبش موسیقی آلترناتیو فرانسه رو به رشد گرایید، در سال 1987 مانو چائو گروه " مانو نگرا" را پایه گذاری کرد، گروهی چند ملیتی و تحت تاثیر جنبش موسیقی آلترناتیو.

"مانو نگرا" در سال 1988 با اولین آلبوم ابتکاری خود به نام "پاچانکا" طلایه دار موسیقی شد. اما سرانجام در سال 1995 مانو نگرا، به جدایی اعضایش انجامید و گروه از هم پاشیده شد. مانو چائو بعد از این جدایی به اسپانیا بازگشت و"رادیو بامبا" را اجرا کرد و تورهای هنری اش را به کشورهای مختلف آغاز نمود.

در زیر ترجمه ی یکی از کارهایش را خواهید خواند.


CLANDESTINO

من، تنها با اندوهم پیش خواهم رفت

و

محکومیت من تنها خواهد بود

گام برداشتن، تنها هدف من است که قانون را طفره روم

گم شدن درقلب بابِل بزرگ.

آنها ممنوعم می خوانند، چرا که برگه ای ندارم.

من برای کار، به سرزمینی در شمال رفتم

من، زندگیم را در کوتا و خیبراتار به جای نهاده ام.

من، باریکه راهی در دریا و شبحی در شهرم.

زندگیم، ممنوع است،

این را حکومت می گوید.

من، تنها با اندوهم پیش خواهم رفت

و

محکومیت من تنها خواهد بود

گام برداشتن، تنها هدف من است که قانون را طفره روم

گم شدن درقلب بابِل بزرگ.

آنها ممنوعم می خوانند،چرا که من واماندگی قانونم.

مانو نگرا، غیرقانونی

پرویی، غیرقانونی

آفریقایی، غیرقانونی

الجزایری، غیرقانونی

نیجریه ای، غیرقانونی

بولیویایی، غیرقانونی

ماری جوانا، غیرقانونی.

برای شنیدن ترانه اینجا را کلیک کنید!

پاييزْدمج بوبوسته باغا
وَرفا زه.
زيمينِ چوم
بهارِ گرمِ كشه ره-
سيفيدا بو!

(محمد بُشرا متخلص به درويش گيلاني)

امروز چند عکس از دوست بسیار صمیمی ام که بعد از چند سال بازگشتش از شهر رشت گرفته، به دستم رسید. این تصاویر سرشار بودند از نوستالژی سالیانی دور و بوی باران. چه دوراست همه چیز!!!

شما هم این عکسها را ببینید.



۹/۱۴/۱۳۸۴

دیگرباره

دیشب، تقریبن تا صبح بیدار بودم تا لوگویی دیگر برای 1807 طراحی کنم که از نتیجه اش تا حدی راضی ام و فکر می کنم این نشانیست که دوستش دارم.

۹/۱۳/۱۳۸۴

آقا موسی
فضای ایران هم که شده فضای تاخت و تاز توهم و خرافه و این حرفها، از فال قهوه گرفته تا روح و احضار اجنه و غیره، حال رئیس جمهور هم که فکر می کند نقش موسی را در سازمان ملل بازی کرده، و حتمن بقیه اعضا هم فرعونیانند ، آخر این آدم فکر نمی کند که حالت حیرانی حضار به چه علتی بوده؟ آن بیچاره ها واقعن مانده بودند که این آدم به عنوان رئیس جمهور چه می گوید و از آینده ی دنیا به هراس آمدند . معلوم نیست عاقبت این ملت چه خواهد شد.
این مذهب همیشه برای ایران دردسر درست کرده و کماکان ماشین پروپاگاندای اسلامی ایران به دامن زدن به این بحران ادامه می دهد. جالب اینجاست چند وقت پیش وبسایتی را دیدم که بازدید کننده ها می توانستند صلوات بفرستند و از آن هم بدتر که حتی شمارش گر هم داشت، یعنی نشان می داد که در روز چند بار صلوات می فرستند این آدمیان. آخر ما کی می خواهیم که ببینیم؟ آخر کی می خواهیم این افیون را پاک کنیم از ناخوداگاه جمعی مان؟

اینترنت اکسپلور ِر
این اینترنت اکسپلور ِر هم شده عامل دردسر! مثلن همین وبلاگ من، با آی ای درست دیده نمی شود، یعنی جای علائمی مثل نقطه ویرگول ... تغییر می کند. البته من خودم از فایر فاکس استفاده می کنم و چنین مشکلی ندارم. البته باید راهی پیدا کنم برای این مسئله! در هر صورت! باید یک جورهایی این مایکروسافت را تحریم کرد. کاش می شد همه یوزرها بروند سراغ فایرفاکس
...

۹/۱۱/۱۳۸۴

قالب جدید و لوگو
.سرانجام بعد از گذشت زمانی طولانی، از آن قالب قبلی خسته شدم و یک تغییر بنیادی، در شکل و شمایل وبلاگم انجام دادم
. یک لوگو هم طراحی کردم که قرارش دادم آن بالا سمت چپ . فکر کنم تا حدی قابل قبول است برایم این خانه تکانی