۹/۰۵/۱۳۸۵

سگ سیاه


مدتی است باز سگ سیاه درونم، دارد روحم را می جَوَد، گوشه ای در آن اعماق، کز کرده و ذره ذره می خراشدم، زوزه می کشِد و رویایم را می دَرَد، گاهی آواز می خواند، گاهی هم می خندد!
- آنروز یادت هست؟
- کدام روز؟
- می دونستم!
- باز خر شدی؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر