۹/۲۸/۱۳۸۴


هزار و هشتصد و هفت

ای کاش موجودات حساس

از اندوه و مشقت رهایی یابند!

ای کاش موجودات حساس

به سعادت راستین دست یابند!

دعایی تبتی

رنگ

تنها چیزی که یادم بود که از یاد نبرم، رنگت بود، نه اشتباه نکن!خوب دلیل دیگری نداشتم! البته فکر نکن که دلیل محکمی نیست، که برعکس، این دلیل، یعنی فقط رنگی بودن رنگت، نه اینکه رنگهای دیگری نباشند! نه! چون ماهیت رنگیت، منحصربه فرد بودن حضورش،آهنگ همه ی رنگهای دیگر را به چالش فراخواند! اصلن نابودشان کرد، پرتشان کرد توی نبودن، تنهایشان رها کرد در بی رنگی هستیشان، رماندشان در سفیدی برف. ای ای ای ای چه پر رنگ بودی!

درخواست احمقانه ای بود! می دانم!

- قول می دهی که همیشه دلت برایم تنگ شود؟

- فندک داری؟

- قول می دهم که دیگر بارانی نبارد!

- امروز چه روزی است؟

- آخ! سازدهنی ام را یادم رفت که با خود بیاورم!

- چه سیگار تندی!

- قول می دهم!

- که چی؟

- که بشریت را نجات بدهم از درد و رنج!

- باز خر شدی؟!

- قول می دهم!
گوش کنید- کاری از لئونارد کوهن

۲ نظر:

ارسال یک نظر