۹/۲۴/۱۳۸۴

!فوتبال و ايدئولوژی

عباس معروفی
...
برج المپيک را نمی‌بينی. به طرف خانه راه می‌افتی. انگار جام جهانی فوتبال شروع شده و بايد زود برسی تا تماشای بازی را از دست ندهی.
هر آدمی وطن خويش است، هر آدمی پرچم وطن خود را به دست دارد، گونتر گراس برای تيم آلمان هورا می‌کشد، آندره‌يی کورکف برای اوکراين، من اما نويسنده‌ای پناهنده‌ام، در مسابقه‌ی فوتبال بين ايران و آلمان هرچه فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد تيم وطن من خوب بازی کند و ببرد. اما وطن من کجاست؟

این متن آقای معروفی را حتمن بخوانید


۵ نظر:

ناشناس گفت...

ما همیشه با وطن تعریف شده و هویت یافته ایم. و این اصلاً جالب نیست. ما انسانها باید به همدیگر نزدیکتر شویم اما هویتمان را در شخص خودمان و پدیدآورندگیمان بجوییم

anarco گفت...

دوست عزیز
یادداشت قبلی مال منه

Karan Reshad گفت...

Agha vaghean Damet garm , ham Az odeo Keh moarefy Kardi , ham az inkeh Bob Marley goosh midi. Kheyli baham ham saligheh hastim.REgea Kheyli doost daram ,funk haye khoob ham hamintor.
dige maloome keh Cheghadr bahal hasrti, Khoshhalam nima!!! pmidvaram Bebinamet, Rasti in ro ham bebin ,khoshhal misham Daste kam Yek kar bedi http://www.kolahstudio.com/callforart.htm
mercy

amoo mardak گفت...

سلام
از تذکرت ممنون.ولی خودمون حواسمون بود یه خط سه فاز گرفتیم که فیوز نپرونه.
شاد باشی
عمو مردک

mahta گفت...

salam nima,do ta poste ghablio mikhoondam,rasti raftam blogfa o link ham,u ha ha,ba'ad az hezar sal.vali hanooz vase ghaleb kari nakardam.farda farada:( :)

ارسال یک نظر