۱۱/۲۸/۱۳۸۴


وحدت حوزه و دانشگاه، بحرانی از نوع فرهنگی

نظام اسلامی به هر طریقی که شده می خواهد به یکی از آرزوهای دیرینه اش برسد، یعنی فلج کردن ستون قدرتمند قشر دانشجو! این پروسه ی کثیف را هم با هدف قرار دادن دانشگاه تهران آغاز کرد یعنی اصلی ترین ستون دانشگاهی کشور. مسخره است اگر از این به بعد سر کلاس مبانی هنرهای تجسمی در دانشکده هنرهای زیبا، به جای کتاب رنگ ایتن، توضیح المسائل تدریس شود!

۳ نظر:

Roya گفت...

سلام نیمای عزیز. بابا راستی که دیگه سبک نموند که تو کار نکرده باشی! نکنه می خواهی با نشون دادن توانائیت مارو به تعجب بندازی؟
در مورد ضد علم و ضد مدرن بودن اسلام حق با توست. همین بس که رهبر فرموده "اگر قرار باشد بین هواپیما و قطار یکی را انتخاب کنید، باید قطار را انتخاب کنید" البته می خواسته به جای قطار بگه الاغ روش نشده.

ساسان . م . ک . عاصی گفت...

ای آقا! خیلی هم دورنیست. دوستی تعریف می‌کرد (فکر کنم هنوز 1 سال هم نگذشته باشد) در دانشگاه هنر آخوندی سر کلاس به بچه‌های موسیقی گفته رشته شما حرام است، بروید تغییر رشته بدهید!!!! بعید هم نیست کتاب ایتن را بازنویسی کنند و توضیحات مفصلی در باب سبز سیدی و این‌حرف‌ها در دروس تجسمی بگنجانند. آدم می‌ماند حرص بخورد بابت این همه حماقت یا تاسف بخورد بابت این بلا./ کاریکاتور عالی بود./ بی‌صبرانه در انتظار کارهای کودک هستم./ و به شدت موافقم که مشکل ما مذهب بوده و هست. حالا هر چه هم بکوبند توی سر آدم که این مخالف آزادی بیان است نظرم عوض نمی‌شود. همین هفته پیش که جنجال پارتی سینه‌زنان هنوز به راه بود و دیوانه می کرد آدم را کسی در پاسخ اعتراض من گفت، مگر کسی آمده تو را مجبور کرده بروی سینه بزنی؟ تو به کار خودت برس و آنها به کار خودشان. و مشکل اینجاست که اینها چوش و چماق‌شان و عربده‌هاشان توی چشم و چال آدم است و این سر و صداهای نامفهوم را درباره آزادی قرقره می‌کنند. بزرگترین هراسم درباره بچه‌ها همین است که اسلام را توی مدارس به آنها حقنه می‌کنند و هیچ‌طور نمی‌وشد دورشان کرد و نجات‌شان داد. وقتی برادرزاده‌ام می‌آید از من شعر فردوسی و حافظ می ]واهد برای عزاداری! و می‌گوید معلم احمقش گفته فردوسی نوحه هم سروده! چقدر باید تلاش کنم تا بفهمانم این حرف‌ها دروغ است؟ بعد از یک سخنرانی مطول دست آخر با حمله اطرافیان مواجه شدم که این حرف‌ها را به بچه یاد نده. نتیجه اینکه آن حرف‌ها لابد اشکالی ندارد و این حرف‌ها مشکل است. حق با شماست! آن بچه بزرگ که شود و ببیند فردوسی نوحه نسرودهه شاهنامه را هم می‌سوزاند. شاهنامه که تازه چیزی نیست برایش. بخت‌یارم بود که سراغ نوحه‌های ایرج میرزا را نگرفت ؛) ...دستش برسد پدر من را هم می‌سوزاند. سفارت و این چیزها هم که خب! احتمالا جزو برنامه‌های پیش رفته‌اش خواهند بود./ آقا سر درد دلمان باز شد! شرمنده!/ باز هم ممنون. لذت می‌برم از دیدن و خواندن اینجا. سرخوش باشید.

سینا مالکی گفت...

وحدت حوزه و دانشگاه چه پارادوکس احمقانه ای وافعا موضوع خوبی برای کاریکاتور است. نیما جان مرسی که هر روز جان خسته مان را آراش می بخشی

ارسال یک نظر