۱۰/۱۱/۱۳۸۴


2006
سال ِ نو سال ِ نو است، حال متعلق به هر فرهنگ و رنگ و بویی باشد. تغییر است، پویایی است، ترانه است.
من هم تصمیم گرفتم که بعد از این همه غارنشینی، سری به بروکسل بزنم و آدمیان را در حالت شادمانی ببینم.
در ضمن مطلب جدید وبلاگ شبح را حتمن بخوانید
WOLFGANG AMADEUS MOZART- بشنوید

۳ نظر:

آونگ خاطره های ما گفت...

سلام . سال نو تو هم مبارک باشه عزیز .
و خوش بگذره در بروکسل . راوی

Abdol-Qader Balouch گفت...

سلام نیمای گرامی
سال نو بر تو نیز مبارک باد. انگار یک مجموعه داستان از تو خوانده ام. اشتباه می کنم؟ رفتم توی کتابخانه ببینم چرا این اسم اینقدر با من زندگی کرده کتاب را پیدا نکردم. انگار با خانم شهلا لاهیجی در جایی راجع به تو صحبت می کردم یا کتاب از طریق او بدستم رسید. می بینی آدم که رو به پیری می رود چه کم حافظه می شود؟ (دوستانی که در جوانی مرا دیده اند معتقدند آن موقع خنگ بودم!

banafsheh گفت...

سال نو مبارک.برگشتی بگو بروکسل چه خبر بود.

ارسال یک نظر