۱۰/۱۶/۱۳۸۴


عصیان

آدمها چه تنهایند در این دنیای در به در! نمی دانم که در ذهنت چیست و به چه چیزهای به اندیشه نیامده ای فکر می کنی که چنان گِره خورده ای در خودت! بودا راست می گفت: زندگی رنج است، مرگ رنج است، دیدن آنکس که دوستش نداری رنج است، و ندیدن آنکه دوستش داری نیز رنج است.

چشمانت را لحظه ای ببند عزیز! به درونت بنگر که چه غوغایی است آنجا! باد در جنگلهای آنطرف دنیا ترانه می خواند اما چون نمی بینی اش، وجود ندارد! پنداری است که در وجودش شک داری! البته این تردید تا به ابد خواهد ماند، شک کرده ام! بگذار این تردید با کلمات زیبایی که می آفرینی معلق شود در فضا! دنیا مال توست، مال خود خودت، تو هستی و نفس می کشی، عاشق می شوی ، عصیانگری، اصلن هستی ات را بر پایه ی عصیان بنا نهاده ای، چون که نمی پذیری پس هستی، هیچ قانون و مذهب و اندیشه ای نیست که تو را از راهت باز دارد، حتی خدا هم ناتوان است در مقابل ِ عصیانگری وجودت! راه متعلق به توست! تو محوری! اینرا فراموش نکن! تا وقتی که عصیانگر نباشی به کسی هم نمی تواتی یاری رسانی!

بخند عزیز! همه ی لبخندها از آن ِ توست! فقط بخند!

فایل صوتی - (صدای خودم) - بشنوید

۷ نظر:

الناز گفت...

نیما جان آدم هر وقت این‌جا می‌آد تو یه چیزی گذاشتی که گوش بده. مثل همین حالا که دارم به صدات گوش می‌دم. راستی ببخش فرصت نکردم جواب نامه‌ات رو بنویسم. به جز تبنلی و این حرفا سرعت اینترنت این‌جا مثل حرکت لاک‌پشت می‌مونه! زیاده قربانت.

الناز گفت...

نیما جان آدم هر وقت این‌جا می‌آد تو یه چیزی گذاشتی که گوش بده. مثل همین حالا که دارم به صدات گوش می‌دم. راستی ببخش فرصت نکردم جواب نامه‌ات رو بنویسم. به جز تبنلی و این حرفا سرعت اینترنت این‌جا مثل حرکت لاک‌پشت می‌مونه! زیاده قربانت.

الناز گفت...

نیما جان آدم هر وقت این‌جا می‌آد تو یه چیزی گذاشتی که گوش بده. مثل همین حالا که دارم به صدات گوش می‌دم. راستی ببخش فرصت نکردم جواب نامه‌ات رو بنویسم. به جز تبنلی و این حرفا سرعت اینترنت این‌جا مثل حرکت لاک‌پشت می‌مونه! زیاده قربانت.

mahta گفت...

sedat ra nemishenavam o delam tang shodeh

banafsheh گفت...

اقا نیما چقدر قشنگ بود .وای راست میگی.من هر جور دلم خواسته زندگی کردم اما خدا نتونست با قوانینش بگه وایسا نرو چون من اینجام چون قادر توانا هستم.میخندم و اول هم به ریش خدا میخندم.ای بابا کلی زحمت کشیدم پیداش کردم اما دوبار گم شد این اقا خداه.چه خوب.میتازم به دنیاش تا هستم.

حميد/ ميداف گفت...

نيما جان، هم ولايتي عزيز، داشتم آهنگ زيبايي را که گذاشته اي توأم با صداي خوبت گوش مي دادم که ناگهان پس از اتمام دکلمه ات غافلگيرانه صداي موسيقي چنان بلند شد که از صندلي پريدم هوا. به هر حال موسيقي قشنگي بود پس از اينکه صدا راکمتر کردم دوبار به آن گوش دادم. لينک شما هم اضافه شد.

Raha Respina گفت...

ممنون نیما این نوشته ات این حال و هوای این روز های مرا کامل می کند
و باز هم ممنون
رها

ارسال یک نظر