۱۱/۰۳/۱۳۸۴


مسئله ی ایران و خروج از کلاس

امروز در یک مدرسه، workshop داشتم و باید با 12 دانش آموز ِ پر انرژی Action painting کار می کردیم، اما چه سخت بود، کار با بچه های دبستانی خیلی راحت تر است. بچه ها به 3 گروه چهار نفری تقسیم شدند، 4 دانش آموز اهل ترکیه و بقیه بلژیکی. اما یکی از این گروهها که اتفاقن بلژیکی هم بود، کار را بر بقیه هم سخت گذراند، چون در یک کار گروهی کافیست چند نفر از اعضا، شروع به ناسازگاری کنند، آنوقت است که همه چیز به هم می ریزد. ما هر چه تلاش کردیم و هرچه آموزگارشان به آنها گوشزد کرد، سودی نداشت، گویی با روشهای دیپلماتیک آشنا نیودند و در نهایت ناچار شدیم که بعد از زنگ تفریح ، به آنها اجازه ی ورود به کلاس را ندهیم. حال بعد از این مقدمه می خواستم در مورد ایران نکته ای را بیان کنم. داشتم فکر می کردم که رفتار ایران به همان گستاخی است که رفتار آن چند دانش آموز، چقدر ایران موش و گربه بازی راه انداخته است و با وجود تلاشهای فراوانی که صورت گرفت، دولت بی ادب ایران حاضر به همکاری نشد و همینطور به رفتار غیر منطقی اش ادامه داد و خواهد داد. بعضی از وقتها فکر می کنم که اگر ایران تنبیه شود هم بد نیست، این نظام باید روش زندگی کردن دوستانه در کنار سایر کشورها را یاد بگیرد، نظام آخوندی ایران باید بفهمد که اگر همه چیز با چاقو و چاقوکشی حل می شود، چاقو کشهای قوی تری هم پیدا می شوند که اتفاقن چاقو هایشان خیلی تیز و بُرنده هم هست. بعضی از وقتها فکر می کنم که ایران را باید مثل همان چند نوجوان گستاخ، به کلاس راهش نداد تا کمی آدم شود.

این عکس را از همان کلاس گرفتم.

۲ نظر:

Raha Respina گفت...

...!!!

Abdol-Qader Balouch گفت...

این شاگرد تنبل را چه سر کلاس راه بدهند چه ندهند نرود میخ آهنین در سنگ. احتیاج به جراحی مقز دارد این نظام. نیما جان شاد باشی و پر انرژی
ارادت عبدالقادر

ارسال یک نظر